تبليغاتX
!!-- حسّ یازدهـــــُــــم --!!

!!-- حسّ یازدهـــــُــــم --!!

ای انسان هایی که به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید ؛ لطفا به زندگی قبل از مرگ نیز اعتقاد داشته باشید

 

دعوت خدا به حق و وحقیقت است و کسانی که جز او را می خوانند ؛ هیچ چیز برای آنها اجابت نشود ؛ مانند آن کس که بر چاه آبی دست فرو برد که بیاشامد و دستش به آب نرسد ، که دعای بدکاران جز در گمراهی و ضلالت نیست ... !!!

 

سوره ی رعد ،؛، آیه ی ۱۴

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

 

خونـــه ی خالی ؛ جیبِ پُر ،؛، جمجمه ی خالی ؛ کمر ِ پُر  ...

 نخوردیم نون گندم ؛ امّا دیدم توی شرت مردم !!!

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/29ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

یک عمر بقیه کاشتند و ما خوردیم ؛ از این به بعد ما می خوریم تا دیگران بکارند ... !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/27ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

،؛،

 !!? ... وقتی سایه ی خودمون رو با تیر می زنیم ،؛، سایه ی بالای سر ، چه سودی داره ... ؟!!

؛

آهای مار گزیده ها

!!? ... ریسمان الهی یا طناب سیاه سفید ... ؟!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

      

 

مرد آزاده به گیتی نرود گردِ دو کار

وام نستاند اگر وعده قیامت باشد ،؛، زن نستاند اگر دختر قیصـر بدهند

،؛،

 

سال پیش - تُف سر بالا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/25ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

مثــل اون چند قـــدم ِ آخری که با ناراحتی ، از اتـاق داری میری بیرون

ولی هنـوز دوست داری یکی صدات کنه ...

؛

 

در هم بسته شد ... 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

اسم ِ من که شروین نیست ؛ عصرها هم سونا جکوزی نمیرم ؛ ولی خب ؛ مامان بابام راضین ؛ دیگه

غمی ندارم !!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

         ۶۳۰

         www.flickr.com/photos/tamishir

 

اگر

پایان شب های سیه ، سپید است

،؛،

آرزو دارم

پایان روز های نورانی هم ؛ کمتر از شب های مهتابی

نباشد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/21ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

یک سری کلمات که قادر به بیان احساسات و دغدغه های من نیستند ( سه نقطه ) ( تعداد زیادی علامت تعجّب )

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

و اگر ما بشر را به نعمت و رحمتی برخوردار کردیم ؛ سپس آن نعمت را از او باز پس گرفتیم ، سخت به خوی نومیدی و کفران

در افتد ،؛،  و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی رساندیم ؛ سخت مغرور و غافـل شود که دیگر روزگار زحمت و رنـــج مــن

سرآمده و سرگرم شادمانی  و فخر فروشی می گردد ،؛، ...

 

مگر آنانکه دارای ملکه ی صبر و عمل صالحند ؛ بر آنها آمرزش حق و پاداش بزرگ است ...

 

سوره ی هود ( ۹ و ۱۰ و ۱۱ )

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

همیشه توی مدرسه ؛ اونایی که ؛ دست به نوشتنشون خــراب بود ؛ آخـــر انشاء ، شروع می کردن

به نتیجه گیری هایی که اصلا نمی شد از نوشته هاشون برداشت کرد ... !!! آخر هم بلند می گفتن

این بود انشای من !

،؛،

 

هنوز هم ...

به حرف نیست رفیق ، به عمله ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

گاهی ؛ قلبم برایت ثانیه می زند .... ،؛، ... گاهی نیز ؛ پارسال دوست و امسال آشنا !

،؛،

 

در ما تحت احساساتم ارّه فرو رفته ؛ نه پای رفتن و نه جای ماندن ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

تو با معرفت هستی ؛ البتّه و امّــا به روش خودت ... !!!

،؛،

 

آه ، پس که این طور ...

مـــوهای من هم خرماییست ؛ البتّه خُرما سیـاه ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/16ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

بعضی لباس ها ؛ یا روی چوب رختی انتظار می کشند و خاک می خورند ؛ یا داخل سبد ِ رخت چرک

نم پس می دهند ... !

،؛،

 

بعضی آدم ها ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/14ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

 

دیو چو بیــرون رود ؛ گودزیــلا در آید ... !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/13ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 ۶۲۱

قدیمیا اعتقاد داشتند ؛ علم ، باعث سیاهی روح میشه ؛ برای همین ...

سواد یعنی سیاهی ( از ریشه ی "" س و د "" ؛ مثل حجرُ الاسود : سنگ سیاه ) 

،؛،

 

همیشه از چاقوهای دو لبه ؛ برای دریدن قلب هم استفاده می کنیم ؛ نه برای باز کردن بند ها ...

هر چی بیشتر می فهمیم ؛ انگار که احمق تر جلوه می کنیم ...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

خیلی فرق می کنه که

لباس ، چاق نشونت بده ؛ یا اینکه لباس ، چاقیت رو نشون بده ... !!!

،؛،

 

خانه ؛ از پای بست ویران شده ؛ باز هم دیوار دیگران را کوتاه ترین می بینی ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

دفترچه ی خاطرات ؛  ۱۱ / ۱۱ / ۱۳۸۲

امروز که هیچ اتّفاق خاصّی نیفتاده ؛ فقط یه کم با مامان سر کنکور جرّ و بحث کردم ؛ حوصله ی آسمون ریسمون کردن و جفنگ نوشتن هم ندارم ؛ یه راست میرم سر اصل مطلب ؛ خدایا میگن که امشب از اون شباست ؛ دعا ها رو خیلی زود مستجاب می کنی ؛ حالا مهم نیست ؛ از نظر من هر شب همینجوریه  ؛ خلاصه ی کلام که  بیا و یه حالی بده مارو تو کنکور موفّق کن ؛ خودم به جهندم ؛ دل این مامانمون شاد شه ؛ باشد که رستگار شویم ! راستی خدا ؛ یه چیزه دیگه  ؛ هیچ وقت همین نیم نگاهت رو از ما نگیر ؛ از مال دنیا هم که چهار تا رفیق درست که بیشتر نداریم ؛ کنار هم نگهمون دار ؛ کنکور هم که سفارش نکنم دیگه ؛ خودت بهتر میدونی ؛ هر گُلی بزنی به سر ما زدی ؛ یه سری چیزای دیگه هم هست که دیگه به روم نمیارم که حالم داره از بوی جوهر این خودکاره بهم میخوره ؛ شرمنده اینقدر شلخته دعا کردم ؛ نه از روی یه تیکّه کلام کلیشه ای ؛ از روی یه اعتقاد قلبی بازم میگم هر چی صلاحه خودته !!!! شب به خیر ...!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

گاهی نر ها را می دوشیم ؛ گاهی بالای سر قبری ، هِق هِق سر می دهیم ... که خالیست ... !!!

؛

 

سرها را از ته تراشیدند ... 

گیسوی لَخت را که ندیدی  ،؛،  هنوز هم ؛ در به در به دنبال پیچش مو ... ؟!! 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

 

هنوز که هنوز هست ؛

مس وجودمان را می سابیم ... و ... منّت طلای بدلی را به هر سوراخمان آویزان نمی کنیم... !!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

اینجا ؛ همه ی نسل ها ؛ نسل سوخته هستند ... !!!

فقط درصد سوختگی فرق می کند و محــلّ سوختگی ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

اگر مردم فواید مسواک زدن را می دانستند ؛ شب ها هم آن را به بستر خود می بردند ... !!!

حدیث ...

،؛،

 

عزیــزم ؛ از مسواک که دیگه بیشتر برام فایده داری ؛ یه شب هم که هزار شب نمیشه ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   | 

 

!!? ... همه می نالند ؛ خانه ی دوست کجاست ... ؟!!

هیچ کسی نیست که بگــوید 

دوست را ؛ من امروز

 میـهمان خانه ی خود می سازم

شاید که 

!!! ... خانه به دوش است این دوست ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

بعضی شکست ها ، آغاز پیروزی نیست ؛ حتّی عبرت هم نمی توان گرفت ...

فقط باید سرت را بندازی پایین و بروی ؛ شاید که گـُم شوی ... !!!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم  

 

... این کمـــند پـُر خـم ابــروی شمـــا ؛ زیر ِ دو خم ِ ما را بالا آورده انگاری ...

؛

چشم هایتان کُشتی می گیرند ، با این دل بی صاحاب

دل ما نیز ؛ کِشتی هایش غرق شده ، گوشه ای از چشمهایتان 

،؛،

 

 

! ... ضربه ی فنّی ... !

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/01ساعت 11:11  برگرفته از حسّ یازدهم   |